أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
527
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
بدين ترتيب ، پس از خاتمهء اين شورشها ، كار شريف سرور استقرارى يافت ، هرچند استقرار كامل نبود ، چرا كه خون در رگهاى شريف سرور جوان چندان غليان مىكرد كه در ادامهء امور نرمش از خود نشان نمىداد و نمىتوانست در مقابل مخالفان در اطراف و اكناف بلاد ، صبر و بردبارى از خود نشان دهد . او يكسره به دنبال شورشيان و راهزنان بود و آنان را به عقوبتهاى سخت مجازات مىكرد . همچنين در پى مفسدان فرستاده ، تعقيبشان مىكرد . او بيشتر شبها خود در حالى كه برخى از بردگانش او را همراهى مىكردند به شبگردى مىپرداخت و محلهاى نبود كه از آن نگذرد و گذرى نبود كه داخلش نشود و اين كار را براى ترساندن مجرمان مىكرد . يك شب برخى از مخالفان بر آن شدند تا در كمين وى نشسته در هنگام شبگردى او را به قتل آورند . در ميان اين جماعت گروهى از اشراف هم به رهبرى مسعود عواجى « 1 » و گروهى از خويشان او از آل زيد هم بودند . جاسوسان وى خبر آن توطئه را به آگاهى او رساندند . شريف سرور شمارى از بردگان خود را براى تحقيق آنچه جاسوسان وى از برخى از راههاى مكه به او رسانده بودند ، فرستاد . زمانى كه خبر ثابت شد آن شب را از خانه بيرون نرفت و فرداى آن روز كسانى را براى دستگيرى توطئه گران فرستاد و همه را به زندان انداخت . « 2 » يك بار هم خواست به زيارت مدينه برود تا در ضمن ، در طول مسير از قبايل هم تفقدى كرده باشد و از وضعيت مدينه آگاه شود . به همين جهت در سال 1194 همراه پنج هزار نفر از اعراب و اشراف كه نيمى سوار بر اسب بودند ، حركت كرد . برخى از سران قبيلهء حرب بر آن شدند تا قدرت خود را به رخ او بكشند ؛ به همين جهت درخواستهاى شگفت مالى از او كردند و در انتظار تأييد او نشستند ، اما او حاضر به پرداخت آن نشد و به آنان حملهء سختى كرده جنگيد تا تسليم شدند . آنگاه بخششهايى در ميان آنان كرد و از ميان مردان برجسته گروگانهايى گرفته به راهش ادامه داد . زمانى كه به مدينه رسيد ، اموال فراوانى از طلا و نقره ميانشان توزيع كرد . در اين
--> ( 1 ) . مسعود عواجى صاحب باغ مشهور عواجى است كه اندكى پيش از معابده بوده است . ( 2 ) . إفادة الأنام ، خطى .